خوش دل باش...


از خوش بین بودن الکی بیزارم ....اما دارم سعی می کنم نسبت به بعضیا خوش دل باشم..... 

مسلمانم آیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برداشت اول: کم کم داره تدارک رفتن به مکه رو که سالهاست منتظر همچین روزیه .....لحظه شماری میکنه

واسه رفتن...انگار همه چیز رو فراموش کرده ....با کسی  مشکلی نداره ...حتی یکی یکی دم خونه ها

می ره برا حلالیت و از این جور کارا...مکه رفتن تو این سالا و مخصوصا امسال به لحاظ گرونی و تحریم و.....

خیلی سخته ..دقیقا حکم حج رفتن اجداد بزرگوار ما میشه که با کلی مشقت می رفتن و البت ثوابش هم

خوب معلومه که چی میشه...اتفاقا تو همون محل یه خانم و آقای دیگه ای هستند که به دلیل همین مسئله

مالی مکه شون یا فروختند یا به تاخیر انداختند، دقیق نمی دونم....حالا خوش به سعادت این آدمایی که

با هر وسیله ای اسباب سفرشون محیاست و راهی خونه خدا....

برداشت دوم:  تو همون محل یه پسر 21،22 ساله ای هست که چند ماه قبل تر ،شایدم یک سال

بیشتر با موتور تصادف کرده و علاوه بر اینکه پای خودش هم الان لنگ میزنه و تو پلا تینه ،بایس 56 میلیون

نا قابل رو تحت عنوان دیه به طرف مقابل بده...و اتفاقا به دلیل همین مشکل مالی الان یه چن روزیه که

تو زندانه با اون پای پلاتینی یش.....و مادرش هم شب تا صبح سرازیر میشه از صورتش اشک هاش و

در به در دنبال یه کسی یا کسایی که یه جورایی حتی برا قرضم که شده پولشو جور کنه.....

برداشت سوم: راوی آدم چندان مذهبی نیست و زیاد تو حساب و کتاب حالا چه مادی چه معنوی هم

نیس...اما اینو می دونه که حج رفتن اونم با این وضعیت ثوابش دوچندانه و کمتر نیست ...ینی تو آسمونا

بایس نوشت امتیاز حج رفتنو.....اما اینم می دونه که یه چیزی به اسم انفاق هس که بالاتر از حجه ثوابش

...که از آسمون هفتم می گذره تا به خدا برسه....


حالا....حال یه دل می خواد، یه دل سیب ، یه دل پر و پیمون...یه دل که فقط خدا با شه توش،

یه دل مسلمون....