ماه خوب

خدایا تو آنچنانی که من دوست دارم      پس مرا آنچنان کن که تو دوست میداری

همیشه بهانه ای برای بخشیدن و فرصتی برای جبران اشتباهات وجود داره و ...روزها و شبهایی در پیش است

که خدا از هیشه نزدیک تر است .....به امید روزی که روبه راه شویم .

رمضان مبارک .


تظاهر به انتظار....

اگر بردبارنیستی خود را به برباری بنمای ،زیرا اندک است کسی که خود را همانند مردمی کند و از جمله آنان به حساب نیاید.(حکمت 207)

به نوعی تلقین چیزی در خود و یا همان ضمیر ناخودآگاه  مغز انسان که این روزها حرف اول بسیاری از

روانشناسان و دانشمندان است و پی بردن به نکته هایی که امام قرنها قبل آن را بیان نموده .... چیزی که

نیستم اما در تصورات خود باشیم مثل ترسیدن از چیزی و ابراز شجاعت و نترسیدن .....

و این روزها ،حرف از انتظار بسیار است،خیابانها منتظرندو روزها و سالها....و آسمان ...و ماه این شبها زیباترین

روی خود را به زمین....و زمین با همه زمینی بودنش آسمانی شده ....

شاید منتظر واقعی نباشیم اما با تظاهر به انتظار در ورودی ضمیر نا خو آگاه خود ،انتظار را معنا می کنیم تا

منتظر باشیم .....

خواب دیدم ،خواب دیده در خیالی دیده اند    از شب ما روز را پرسید ه اند می آید کسی .


گناه یعنی....خدا حافظ حسین(ع)

چند وقت پیش تو اتوبان پشت شیشه یه ماشین این جمله رو دیدم.... جالب بود...شاید یه جور ابتکار و خلاقیت

و به دور از تکرار بود ....مثل جمله های تکراری بیشتر ماشینا که از سلام و عشق بر امام نوشته شده ،نبود ....

اتفاقا نزدیک محرم هم نبود...یه جمله که بعد خوندش می ری تو فکر...اینکه چه کار می کنی و کجای زندگی

هستی؟

چند روز پیش هم دوستی می گفت کربلا رفتن لیاقت می خواد...این که هر کی بلند می شه و می ره و

بعدش دوباره و دوباره .....می گفت دوست دارم کربلا ی با معرفت برم ...الان اصلا دوست ندارم برم ...یعنی

خودمو لایق نمی دونم....

اما من می گم کربلا همین جاست و امام (ع) هم اینجاست در دل من وتو ...و دوری و نزدیکی من وتو به امام

تنها یک چیز است :گناه

شاید گاهی عقل ....و شاید گاهی عشق .....چیزی بگویند و در تقابل هم باشند....اما من می گم عقل و

عشق در یک سمت حرکت می کنند و هردو یک هدف ....چرا که با عقل است که به عشق می رسی ....

عاشقان امام با عقل مسلم خود به خویشتن رسیدند و به امام و خدا .....



کار خدا.....

کلا از کار خدا خوشم می یاد ....هر کاری که دلش می خواد ،هر کاری که دوست داره رو انجام می ده .....

بند اصول و قانون و این حرفانیست.....حالا وسط چله زمستون باشه ....دوست داره هوا بهاری باشه و بعدشم

یک غروب خورشید رویایی سفارشی برای بعضی ها رو صفحه آسمونش نقاشی می کنه ....یا مثلا اول تابستون

 و خنکای فصل پاییز و سردی زمستون و بعدشم بارون بهاری و بعدشم آفتاب زیر ابر و یه رنگین کمون خوشگل ..

خلاصه خدا ست دیگه .....

 خوشم می یاد از کارش ....