این روزها قلبمان هم دچار روزمرگی شده است

این روزها عادت کرده ایم فقط باشیم
خیانت،دروغ ،شده عادت..... حرف زدن شده یه عادت،عادت کرده ایم به آشفتگی و بی قراری،
عادت کرده ایم
خیلی زود فراموش کنیم،عادت کرده ایم بشنویم: کاش کمی هم گوش کنیم
به تماشای باران نشستن شده عادت :کاش خود باران باشیم
بر زمین دنبال نیستی باشیم: کاش نگاهمان به آسمان باشد
این روزها حتی قلبمان هم دچار روز مرگی شده است
این روزها کارمان شده عادت
پرواز برای گنجشک شده یه عادت و آب برای ماهی
انگار عادت کرده ایم به عادت کردن..
کاش عادت کنیم که عادت نکنیم.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۳۰ ق.ظ توسط سکوت سیب
|
من اکنون ، شب و روز ، در جستجوی همه آن من هایی ام که این طبیعت بیگانه ، به حیله و «بی حضور من » ، بر من تحمیل کرده است ، تا همه را در پای « او » که به اعجاز خویش به اندرونم پا گذاشته است . قربانی کنم.