کار خدا.....
کلا از کار خدا خوشم می یاد ....هر کاری که دلش می خواد ،هر کاری که دوست داره رو انجام می ده .....
بند اصول و قانون و این حرفانیست.....حالا وسط چله زمستون باشه ....دوست داره هوا بهاری باشه و بعدشم
یک غروب خورشید رویایی سفارشی برای بعضی ها رو صفحه آسمونش نقاشی می کنه ....یا مثلا اول تابستون
و خنکای فصل پاییز و سردی زمستون و بعدشم بارون بهاری و بعدشم آفتاب زیر ابر و یه رنگین کمون خوشگل ..
خلاصه خدا ست دیگه .....
خوشم می یاد از کارش ....
+ نوشته شده در جمعه دوم تیر ۱۳۹۱ ساعت ۸:۲۱ ب.ظ توسط سکوت سیب
|
من اکنون ، شب و روز ، در جستجوی همه آن من هایی ام که این طبیعت بیگانه ، به حیله و «بی حضور من » ، بر من تحمیل کرده است ، تا همه را در پای « او » که به اعجاز خویش به اندرونم پا گذاشته است . قربانی کنم.